کتاب «سرنوشت یک انسان» اثر «میخائیل شولوخوف» یکی از کتاب های محبوبم است. کتابی دربارۀ زندگی یک انسان که همه چیزش را در جنگ از دست می دهد، اما این باعث نمی شود که روح و قلب خویش را تسلیم سرنوشت غم انگیز و دردناک کند.

به تازِگی اقتباس سینمایی این اثر را دیدم که «سرگئی بوندارچوک» آن را در سال 1959 به تصویر کشیده است. فیلم «بوندارچوک» با اینکه تا حدی توانسته به کتاب «شولوخوف» نزدیک شود (در بعضی از صحنه ها عینا واژه ها را به تصویر کشیده) اما در کلیت خود از تاثیرگذاری کمتری نسبت به کتاب برخوردار است و پایین تر از کتاب قرار می گیرد. در بخشی تاثیرگذار از کتاب که «فیلم» محروم از آن است، «سوکولوف» شخصیت اصلی داستان هنگامی که در اسارت به سر می بَرد، اینگونه تعریف می کند که: سپیده صبح به شهر پولوتسک رسیدیم. برای اولین بار پس از دوسال صدای توپخانۀ خودمان به گوشم خورد. نمی دانم قلبم از این صدا چگونه فرو ریخت. حتی اولین باری که به ایرینا اظهار عشق کردم نیز قلبم چنین نمی تپید... و یا در بخشی دیگر از کتاب که «سوکولوف» در روزهای آخرین جنگ هنگامی که قرار است تنها پسرش «آناتولی» را پس از سال ها ببیند اینگونه نعریف می کند که: «آخرین روزهای جنگ در حوالی برلین نامه ای به آناتولی نوشتم که روز بعد جوابش را دریافت داشتم. معلوم شد که هر دو از دو دروازه وارد پایتخت آلمان شده و خیلی به هم نزدیک بودیم. به سختی می توانستم تا لحظۀ ملاقات صبر کنم و بالاخره آن لحظه فرا رسید... درست روز نهم ماه مه، صبح زود پیروزی... فرزند دلبندم به دست یک آلمانی بزدل به قتل رسید.» کتاب «سرنوشت یک انسان» کتابی ست که در برابر آزمون زمان پایداری کرده و هنوز هم با خواندن آن، هر واژه ای را همچون خون تازه به رگ ها انتقال می دهد.


برچسب‌ها: سرنوشت یک انسان, میخائیل شولوخوف, سرگئی بوندارچوک
 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
  رویا،پناهگاه

 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
  سینما... آخرین فرصت ما بود!

 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
  سکانس 92،پلان بهار، تاریخ:نوروز92، صدا،دوربین،حرکت... سال نو بر همه مبارک.

 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
 

لینک مطلب: سایت سینمانگار

 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
  مرد بی ستاره!

 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
 


 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
  یادداشتم در سایت «سینمانگار» بر فیلم «روزی روزگاری در آناتولی» ساخته نوری بیلگه جیلان



برچسب‌ها: روزی روزگاری در آناتولی, سایت سینمانگار, نوری بیلگه جیلان
 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
 

برخورد با آثار «الیوپتری» فیلمساز ایتالیایی (1982-1929) از عجیب ترین و متفاوت ترین تجربه هایم بود. فیلم های «پتری» را نه می توانم فیلم های خوب بنامم و نه فیلم های بد ( فیلم هایی که نه آنقدر خوب هستند که بتوانم آنان را اثری جدی تلقی کنم و نه آنقدر بد که آنها را به سخره بگیرم) راستش تکلیفم با فیلم هایش مشخص نیست! بعضی از فیلم هایش اصلا قدرت درکشان سخت است ( فیلم هایی که بیشتر در زمانه ی خود و با شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوره مرتبط است) «پتری» را یکی از سیاسی ترین کارگردانان نسل خود در سینمای ایتالیا می نامند. از این رو می توان وی را نزدیک به سینماگرانی همچون: پازولینی،برتولوچی،فرانچسکورُزی... دانست که البته به نظرم در قیاس با اهداف، لحن و فضای سینمای آنان تهیدست است!

در میان آثار پتری،  «آدم کُش»،«دهمین قربانی»،«در مکانی خلوت در بیرون شهر» «تودومودو» که گاه طاقت فرسا و ملال آورند با فضا و شخصیت هایی بی حس و حال ، فیلم های «طبقه ی کارگری به بهشت می رود» و فیلم «بازپرسی درباره یک شهروند دور از سوءظن» قابل تامل تر هستند. بِخصوص  «بازپرسی درباره یک شهروند دور از سوءظن» که می توان آن را شاهکار کارنامه ی سینمای الیوپتری در دهه 70 دانست. این فیلم زمانی ساخته شد که فیلم هایی با مضامین سیاسی به دلیل شرایط بحرانی آن دوره به یکی از جریانهای اصلی سینمای ایتالیا بدل شده بود.

سینمای ایتالیا (در کنار سینمای محبوبم فرانسه) سینمایی به شدت قابل احترام است. از ظهور سینما تاکنون... از روسلینی،فلینی،دسیکا،آنتونیونی تا سینماگران حال حاضر... تورناتوره،نانی مورتی... سینمای ایتالیا  همیشه سرشار از زیبایی و شگفتی بوده و هست... زنده باد سینما!


برچسب‌ها: الیوپتری, سینمای ایتالیا
 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
 

ژانر کٌمدی به عنوان یکی از گونه های مهم و پٌرطرفدار، از جایگاه ویژه ای در تاریخ سینما برخوردار است. از پیدایش و ظهور سینما تا کنون، آثار کٌمدی همواره سهم مهمی در بقا و پیشبٌرد سینما داشته است و توانسته تعداد زیادی از بازیگران و کارگردان های برجسته سینما را عرضه کند، برخی از این هنرمندان بزرگ "چارلی چاپلین"، "باسترکیتن"، "ژاک تاتی"، "هارولد لوید" و "برادران مارکس" هستند. ژانر کٌمدی در طول حیات سینما، موجب شادی، هیجان و انبساط خاطر تماشاچیان را فراهم ساخته است. آثاری که در این مجموعه آمده، انتخاب نگارنده می باشند و سعی شده آثاری انتخاب شوند که در رونق و پیش بردن ژانر کُمدی بسیار تاثیرگذار بوده اند، هر چند که تعداد آنها قطعا بیش از این فهرست است و بحث درباره کل این آثار، زمان و فضای بیشتری می طلبد.


برترین آثار کٌمدی تاریخ سینما (قسمت اول)

ادامه در سایت سینمانگار


برچسب‌ها: برترین آثار کٌمدی تاریخ سینما, سینمای کُمدی, سینمانگار
 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو
 
 
 


افسانه 1900 «افسانه پیانیست روی اقیانوس»

کارگردان: جوزپه تورناتوره
فیلمنامه: تورناتوره، الساندرو باریکو – بر مبنای کتابی نوشته باریکو.
فیلمبردار: لایوش کولتای
موسیقی: انیو موریکونه
بازیگران: تیم رات، پرویت تیلر وینس، کلارنس ویلیامز...
سال ساخت:1998، رنگی،125 دقیقه.
 

 

ادامه در سایت سینمانگار

 
 
   |    نوشته شده توسط سرپیکو